مقدمه
آیا ایدهای دارید که فکر میکنید میتواند جهان را تغییر دهد؟ آیا رویای به دست آوردن میلیونها یا حتی میلیاردها دلار با راه اندازی کسب و کاری پیرامون این ایده را دارید؟
شما میتوانید بنیانگذار یک استارتاپ باشید. استارتآپها یک مدل کسب و کار پیشرو هستند که نوآوری و رشد اقتصادی را در سراسر جهان هدایت میکنند. انواع جدیدی از محصولات و خدمات هر ساله توسط استارت آپها ایجاد میشود. آنها مظهر کارآفرینان خلاق و جاه طلبی هستند که ایدههای شگفت انگیزی دارند.
وقتی کسی میگوید استارتاپ، ما معمولا بلافاصله به داستانهای مختلف موفقیت و رشد تصاعدی کسب و کار فکر میکنیم. با این حال، در واقعیت، همه استارت آپها موفق نیستند. ما معمولاً فقط در مورد برندگان میشنویم، و این اطلاعات جزئی است که کل داستان را بیان نمیکند.
همه میخواهند داستانهای موفقیت مثبتی را بشنوند، اما اگر میخواهید استارتآپتان موفق شود، باید همه حقایق را بدانید.
ما تصمیم گرفتهایم اطلاعات ضروری درباره استارت آپها، از جمله آمار روشنکننده، حقایق روشنکننده استارت آپها و همچنین درک روند استارتآپها را با شما به اشتراک بگذاریم. همه اینها در کنار هم، دید جامعی از چشم انداز پویا استارتاپ ارائه میدهند.
آمار جالب استارتاپ ها
ایالات متحده از نظر تعداد استارت آپها (75056) پیشتاز است.
7.1 درصد از استارت آپهای جهان در صنعت فین تک (فناوری مالی) فعالیت میکنند.
با ارزشترین استارتآپ خصوصی در جهان Bytedance از چین (75 میلیارد دلار) است.
بیش از 69 درصد از شرکتهای استارت آپی به عنوان مشاغل خانگی شروع به کار کردند.
تنها 40 درصد استارت آپها میتوانند سودآور شوند.
رقابت (19٪) بزرگترین چالش هنگام شروع یک تجارت است.
58 درصد استارت آپها در مرحله راه اندازی کمتر از 25000 دلار در اختیار دارند.
60 درصد از کارآفرینان موافق هستند که هوش مصنوعی در حال حاضر امیدوارکنندهترین فناوری نوآوری است.

حقایق و آمار کلی در مورد استارتاپها
قبل از شروع وارد شدن به جزئیات، اجازه دهید نگاهی به برخی از حقایق و آمار رایج در مورد استارت آپها بیندازیم که با شنیدن برخی از آنها شگفت زده خواهید شد. از کشورهایی که بیشترین استارت آپ را دارند تا کدام شرکتها استارت آپهای پیشرو هستند، ممکن است پاسخهایی را که انتظار دارید دریافت نکنید.
به هر حال، این مدل کسب و کار در سطح جهانی محبوب شده است و بسیاری از شرکتها در سرتاسر جهان در تلاش هستند تا داستانهای موفقیت خود را ایجاد کنند که از اینترنت تغذیه میشود.
1. توزیع استارت آپها در سراسر جهان بر اساس صنعت
7.1 درصد از استارت آپهای دنیا در صنعت فین تک فعالیت میکنند. پس از آن علوم زندگی و مراقبتهای بهداشتی با 6.8 درصد، هوش مصنوعی با 5.0 درصد، بازی با 4.7 درصد، Adtech با 3.3 درصد و Edtech با 2.8 درصد قرار دارند. اگرچه دادههای کاملاً دقیقی در مورد توزیع صنعت وجود ندارد، واضح است که استارت آپهای مدرن به سمت اینترنت و فناوریهای دیجیتال گرایش دارند. با این اطلاعات میتوانیم ببینیم در حال حاضر کدام صنعت برای استارت آپها بهترین است.
2. تعداد استارت آپها بر اساس کشور
ایالات متحده از نظر تعداد استارت آپها (75056) پیشتاز است. این رقم نه تنها پیشرو آمار است، بلکه پاسخ روشنی به این سوال میدهد که تعداد استارت آپها در ایالات متحده چقدر است. دومین رتبه در این فهرست، هند با تنها 15427 استارت آپ و رتبه سوم در اختیار بریتانیا با 6843 استارت آپ است. برای در نظر گرفتن همه جوانب، ایالات متحده تقریباً سه برابر بیشتر از مجموع 9 کشور زیر در جهان استارت آپ دارد.
3. با ارزشترین شرکت تک شاخ در جهان، ByteDance، بیش از 350 میلیارد دلار ارزش دارد.
ByteDance یک شرکت فناوری از چین است که مالک Tiktokمیباشد. در حال حاضر بیش از 600 شرکت Unicorn در سراسر جهان وجود دارد که اکثر آنها در چین یا ایالات متحده واقع شدهاند. شرکتهای یونیکورن، استارت آپهایی هستند که ارزش آنها ۱ میلیارد دلار یا بیشتر است. اکثر شرکتهای یونیکورن امروزه درگیر اقتصاد اشتراکگذاری جهانی هستند، جایی که میتوانند به سرعت به سود خود دست یابند.
4. حدود 50 درصد از شرکتهای Unicorn در ایالات متحده مستقر هستند.
چین با 25 درصد از کل شرکتهای تک شاخ در جهان، جایگاه دوم را با قاطعیت در اختیار دارد. رتبههای سوم و چهارم با حدود 5 درصد تک شاخها و یا هر کدام 20 شرکت به طور مداوم توسط هند و بریتانیا مبادله میشود.
5. ارزش فروش تجارت الکترونیک در سطح جهانی حدود 3.5 تریلیون دلار است و رشد سریعی در آینده انتظار میرود.
به همین دلیل است که تجارت الکترونیک یکی از محبوبترین صنایع برای استارت آپهای جدید است. صنعت بعدی در خط “فین تک”، فناوری مالی است. خدمات مالی آنلاین از زمان معرفی PSD2 رونق گرفته است.
یکی دیگر از تمرکزهای مهم استارت آپهای جدید، امنیت سایبری است. این شرکتها درک میکنند که امنیت آنلاین در آینده چقدر مهم خواهد بود. FoodTech غذا و فناوری، اینترنت را برای ارائه محصولات به مشتریان به عنوان یکی دیگر از صنایع محبوب برای استارت آپها تبدیل کرده است.
با بیش از 16 میلیارد دلار سرمایه گذاری در سال 2018، EdTech در حال تبدیل شدن به یکی دیگر از صنعت راه اندازی محبوب است که راه حلهای فناوری آموزشی را به مردم در سراسر جهان ارائه میدهد.

6. با ارزشترین استارت آپ خصوصی در جهان (Bytedance (Toutiao از چین با ارزش حدود 75 میلیارد دلار است.
اگرچه ANT Financial رهبر بلامنازع است اما یک استارت آپ تا حدی متعلق به دولت میباشد. دومین استارت آپ پرارزش در جهان، Didi Chuxing، یک شرکت حمل و نقل چینی به ارزش 56 میلیارد دلار است. یک شرکت فینتک از ایالات متحده با ارزش تخمینی 36 میلیارد دلار سوم است و SpaceX با برچسب قیمت 33.3 میلیارد دلار در جایگاه چهارم قرار دارد.
7. 95 درصد از کارآفرینانی که استارت آپ ایجاد میکنند حداقل دارای مدرک لیسانس هستند.
بسیاری از مردم میگویند که آموزش مهم نیست. آنها به مارک زاکربرگ و ایلان ماسک به عنوان نمونه اشاره میکنند. با این حال، بسیاری از افرادی که در برخی از موفقترین استارت آپهای جهان مشارکت دارند، دارای تحصیلات عالی هستند.
8. بیش از 69 درصد از شرکتهای استارت آپی به عنوان مشاغل خانگی شروع به کار کردهاند.
ایده باید از جایی شروع شود و شکل بگیرد. اگرچه اکثر استارت آپها در ابتدا بودجه لازم برای پوشش هزینههای اداری را ندارند، میتوانند فعالیت خود را از خانه شروع کنند. با این حال، این فقط یک انتخاب جذاب در مرحله راه اندازی نیست، زیرا گزارشها نشان میدهد که بیش از نیمی از کارآفرینان در ایالات متحده پس از راه اندازی شرکتهای خود را از خانه خود ادامه میدهند.
موفقیت و شکست: تعداد استارت آپها
ارقام زیادی در مورد موفقیت استارت آپها وجود دارد. برخی از آنها حقیقت دارند، در حالی که برخی دیگر اغراق یا ساختگی هستند. در عین حال، یک روایت رایج وجود دارد که تجارت آسان است در حالی که اعداد و ارقام از این نوع داستان پشتیبانی نمیکنند. در اینجا نکاتی ذکر شده است که قبل از رفتن به آبهای کارآفرینی باید بدانید.
9. چند استارت آپ شکست میخورند؟
به آمار صادقانه زیر در مورد تعداد کسب و کارهای استارتاپی که شکست می خورند نگاهی بیندازید، این اطلاعات به شما ایده میدهد که چند درصد استارتاپ ها موفق هستند:
از هر 10 استارت آپ، 9 استارت آپ موفق نمی شوند.
20 درصد استارت آپها بعد از یک سال از هم میپاشند.
30 درصد استارت آپها در عرض دو سال تعطیل میشوند.
50 درصد استارت آپها ظرف پنج سال درهای خود را میبندند.
70 درصد استارت آپها ظرف 10 سال منحل میشوند.
دلیل اصلی این اعداد، عدم توانایی ارائه محصول برای بازار هدف است. بسیاری از شرکتها قادر به ایجاد علاقه به محصولات یا خدمات خود نیستند. برخی از شرکتها نیز با بازاریابی دست و پنجه نرم میکنند. آنها بودجه لازم را ندارند تا این کار را به درستی انجام دهند و آنچه را که باید به بخش مناسبی از مردم ارائه دهند.
یکی دیگر از دلایل شکست استارتاپ، سازماندهی ضعیف تیم است. شرکتها نمیتوانند گروهی از افراد را ایجاد کنند که به طور مؤثر با هم در جهت اهداف یکسان کار کنند.
10. 58 درصد استارت آپها در مرحله راه اندازی کمتر از 25000 دلار در اختیار دارند.
این آمار دیگری است که نشان میدهد چگونه پول برای بیش از نیمی از استارت آپها مشکل است. برای رشد، نوآوری و بازاریابی محصولات و خدمات شرکتها، پول لازم است. این یکی از مهمترین دلایلی است که باعث میشود بسیاری از استارتاپها از هم پاشیده شوند. از سوی دیگر، کارفرمای 33 درصد از شرکتهای استارت آپ دارای سطح سرمایه 10000 دلار یا کمتر است. پول مسئله بزرگی به حساب میآید و لازم است که یک کسب و کار را به روش درست با بودجه مناسب راه اندازی کنید.

11. تنها 40 درصد استارت آپها قادر به سوددهی هستند.
این عدد همچنین نشان میدهد که همه استارتاپها به دلیل پول از هم نمیپاشند. عوامل زیادی مانند مسائل حقوقی، تدارکات، مشکلات سازمانی و … در راه اندازی یک کسب و کار دخیل هستند.
12. بیشترین تعداد (42 درصد) استارت آپها شکست میخورند زیرا تقاضای فعلی بازار را اشتباه متوجه شدهاند.
29 درصد استارت آپها به دلیل از دست دادن سرمایه خود زیر بار میروند. برخی از دلایل مهم دیگر برای بسته شدن، سازماندهی ضعیف تیم (23٪)، حذف شدن توسط رقابت (19٪) و مشکلات هزینه (18٪) است.
13. 19 درصد از رهبران استارت آپ موافقاند که رقابت بزرگترین چالش در راه اندازی یک کسب و کار است.
دومین چالش بزرگ، جریان نقدینگی (12%)، مالیات (11%)، اقتصاد (11%) و رشد با 10% آخرین است. استارت آپهای دیگر با چالشهای مختلف دیگری روبرو هستند.
آمار سرمایه گذاران و هزینههای مالی استارت آپها
اعداد و منابع مالی درگیر در صنعت استارتاپ بسیار مهم است. این آمار میتواند نشان دهد که استارت آپها چه چیزی را از دست دادهاند و باید پول خود را کجا بگذارند. همچنین، صنعت استارتاپ برای پیشرفت به سرمایه گذاران متکی است.
برای موفقیت یک استارتاپ، باید توجه سرمایه گذاران را جلب کرده و ارزش خود را ثابت کنید. همه این مسائل بالقوه باید برای یک استارتاپ موفق در نظر گرفته شود. 30 درصد استارت آپها شانس بیشتری برای از دست دادن سود دارند، در حالی که 30 درصد باقی مانده از همان ابتدا به سادگی ضرر میکنند.
14. اکثریت قریب به اتفاق استارتاپهای کوچک، حداکثر 10000 دلار در طول دوره راه اندازی در اختیار دارند.
این عدد متوسطی است که هر راه اندازی کسب و کار کوچک به آن نیاز دارد. با این حال، بسته به مدل کسب و کار، سرمایه گذاری های بعدی و توسعه آینده، هزینهها میتواند بسیار متفاوت باشد. این یک قانون کلی است، اما برای هر استارت آپی کار نمیکند.
15. ¾ استارتاپها از پس انداز شخصی در طول فرآیند توسعه استفاده کردهاند.
این نشان میدهد که یافتن سرمایهگذار آسان نیست و بیشتر استارتآپها برای رشد باید خود را تقویت کنند. به عبارت ساده، سرمایه گذاران اغلب مایل به پذیرش ریسک در مراحل اولیه نیستند. آنها میخواهند ببینند که یک استارتاپ بازدهی خود را دارد و ابتدا یک سازمان تاسیس میکنند. برای تکیه بر حسابهای چک، پس انداز و بازنشستگی خود آماده باشید. ایمان به ایده کسب و کارتان همچنین به این معنی است که باید از پول خود در هر زمان استفاده کنید.

16. اکثریت قریب به اتفاق شرکتها به حداقل 50 هزار دلار درآمد سالانه نیاز دارند تا برای مدت طولانی پایدار باشند.
برای اکثر شرکتها تا دو سال طول میکشد تا سودآور شوند، به همین دلیل است که یافتن سرمایه گذار یکی از اولویتهای اصلی استارت آپها است. آنها این کار را با وام گرفتن، تامین مالی جمعی، سرمایه گذاریهای خرد یا تماس با شرکتهای سرمایه گذاری انجام میدهند.
17. از سال 2010 تا 2018، ارزش گذاری استارتاپها 11.2 درصد CAGR برای ارزیابی اولیه، 15 درصد برای سری B و 16.2 درصد برای سری A افزایش یافته است.
سرمایه گذاران به استارت آپها ارزش بیشتری میدهند و بازار استارتاپها هر روز جدیتر میشود. کارآفرینان اقدامات لازم را انجام میدهند تا نشان دهند منظورشان کسب و کار است که به آنها در جذب سرمایه گذار کمک میکند.
18. 58 درصد از صندوقهای سرمایه گذاری خرد بازار در ایالات متحده واقع شده است.
این آمار منطقی است زیرا اکثریت قریب به اتفاق استارت آپها، واقع در آمریکای شمالی هستند. آسیا با 19 درصد از صندوقهای سرمایه گذاری خرد در رتبه بعدی قرار دارد و اروپا و بقیه جهان 11 درصد دارند. نسبتها در صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر غیرخرد مشابه است و تنها تفاوت عمده آن آسیا با 22 درصد میباشد.
19. اکثریت شرکتها قبل از اینکه به سری A تبدیل شوند، سه دور تامین مالی انجام میدهند.
در گذشته، مرحله سری A در دور دوم بود، اما اکنون اکثر شرکتها باید سه دور سرمایهگذاری داشته باشند تا بتوانند به سری A بروند. در عین حال، با هر سرمایه گذاری بعدی، مالک بخشی از شرکت خود را به سرمایه گذار جدید از دست میدهد.
20. فقط تعداد کمی از استارتاپها (0.05%) پول لازم برای سرمایه گذاری خطرپذیر را تضمین میکنند.
سرمایه گذاری خطرپذیر توسط برخی از قابل اعتمادترین سرمایه گذاران ارائه میشود. به صورت مالی یا کمکهای مدیریتی و فنی ارائه میشود. این نوع سرمایه گذاری فقط برای شرکتهایی ارائه میشود که پتانسیل رشد درازمدت دارند. این نشان میدهد که سرمایه گذاران خطرپذیر به اکثر استارتاپها اعتقاد زیادی ندارند و اغلب مایل به سرمایه گذاری در آنها نیستند. با این حال، با راهاندازی مناسب، این سرمایه گذاری میتواند بازده بسیار بالایی داشته باشد.

21. تنها 1/100 استارت آپهای که دور اولیه را به دست آوردند توانستند به ارزش 1 میلیارد دلاری برسند.
1.07 درصد از استارت آپهای seed round به شرکتهای تک شاخ تبدیل میشوند. این ممکن است عدد خوبی به نظر برسد، اما افزایش دور دانهها به تنهایی یک چالش است. شرکتها باید روی بهینهسازی خدمات و محصولات خود به سمت بازار تمرکز کنند و سعی نکنند که به جایگاه اسطورهای برخی ازاستارتآپهای تاریخ دست یابند.
22. شرکتهای SaaS در طول سه سال اول فعالیت خود 80 تا 120 درصد کل درآمد فروش را در بازاریابی سرمایه گذاری میکنند.
پس از سه سال اول، سرمایه گذاری آنها در بازاریابی شروع به کاهش میکند و تا سال پنجم به طور متوسط تا 50٪ کاهش مییابد. پس از سال پنجم، این نسبت به طور قابل توجهی تغییر نمیکند. علیرغم دامنه تفاوت بین شرکتهای SaaS و سطوح درآمد فردی آنها، این نسبتها برای همه کسب و کارها سازگار است.
23. در سال 2019، 52 درصد از شرکتها انتظار داشتند که منبع بعدی تامین مالی آنها سرمایه گذاری خطرپذیر باشد.
این روند از سال 2017 که 51 درصد از شرکتها انتظار داشتند این منبع تأمین مالی آنها باشد و در سال 2018 که 54 درصد شرکتها به سرمایه خطرپذیر متکی بودند، تقریباً ثابت مانده است. منبع بعدی سرمایه گذاری، سرمایه گذاری آنجل یا سرمایه گذاری خرد است که 13 درصد از شرکتها در سال 2017، 19 درصد در سال 2018 و 17 درصد در سال 2019 به آن متکی هستند.
24. زمانی که از 50 درصد رهبران شرکت در مورد اهداف بلندمدت خود با سوالات متفاوت روبرو شدند به این نتیجه رسیدند که بسیاری از اهداف آنها به خرید وابسته است.
18 درصد از استارت آپها برای عرضه اولیه اولیه سهام بالقوه آماده میشدند، 17 درصد امیدوار بودند که خصوصی بمانند و 15 درصد از شرکتها هدف بلندمدتی نداشتند. این انتظارات در سال 2018 تفاوتی نداشت، زمانی که 57 درصد از شرکتها انتظار داشتند خریداری شوند، 18 درصد به IP امیدوار بودند، 16 درصد میخواستند در مشاغل خصوصی باقی بمانند، و 9 درصد برنامههای بلندمدت نداشتند.
انواع استارتاپها و آمارهای خاص صنعت
همه استارت آپها یکسان ایجاد نمیشوند. کارآفرینان شرکت خود را با ایدهها، بازارهای هدف، محصولات و خدمات مختلف راه اندازی میکنند. با این حال، همه آنها از یک مدل راه اندازی مشابه برای صنایع مختلف استفاده میکنند. این مهم است که بدانیم استارت آپها در صنایع مختلف چگونه عمل میکنند و آیا تعداد آنها متفاوت است یا خیر.
25. در سال 2018، استارت آپهای تجارت الکترونیک توانستند به طور متوسط 66.3 میلیون دلار در هر دور کسب کنند.
استارت آپهای تجارت الکترونیک توانستند میزان سرمایهگذاری دریافتی در هر دور را تقریباً 55 درصد از سال 2014 تا 2018 بهبود بخشند. همانطور که این آمار به وضوح نشان میدهد، همه استارتآپها با سرمایهگذاری درگیر نیستند.

26. مجموع سرمایه گذاری در استارت آپهای امنیت سایبری در 12 جولای 2019، 6.24 میلیارد دلار بوده است.
این مقدار کل سرمایه گذاری تقریباً تا ماه جولای به کل سرمایه گذاریهای سال 2018 رسید. برای کل سال 2018، میزان سرمایه گذاری 7 میلیارد دلار بوده است. انتظار میرود این روند رو به رشد سرمایه گذاری برای استارت آپهای امنیت سایبری تا سال 2021 ادامه یابد. این رشد سرمایه گذاری در امنیت سایبری امکان پذیر شد زیرا کسب و کارهای بزرگ در این جنبه از کار خود با چالشهای زیادی روبرو هستند و به شرکتهای متخصصی نیاز دارند که به مقابله با آنها کمک کنند.
27. کل سرمایه گذاری خطرپذیر در شرکتهای FoodTech در ایالات متحده در سال 2015 یک میلیارد دلار بود.
این روند برای مدت طولانی در حال افزایش بوده است و سرمایهگذاریها احتمالاً در سال 2020 بیشتر میشوند، حتی اگر اطلاعات فعلی در دسترس نباشد. با این حال، سال 2008 را در نظر بگیرید که کل سرمایه گذاری در این صنعت 60 میلیون دلار بود و سال 2013 که 290 میلیون دلار بود. واضح است که در این صنعت رشد ثابتی وجود دارد.
28. شرکتهای Edtech در سال 2016 در مجموع 1.03 میلیارد دلار از طریق بیش از 138 معامله سرمایهگذاری خطرپذیر جمعآوری کردند.
استارت آپهایی که خدمات خود را بر روی بازار یادگیری ثانویه یا یادگیری شرکتی متمرکز کردند، موفقترین در جمعآوری پول بودند و در مجموع ۵۹۳ میلیون دلار به دست آوردند. با این حال، اندازه بازار آموزش الکترونیکی در آمریکای شمالی بین سالهای 2013 تا 2016 رشد چشمگیری نداشته است.
29. در سال 2018، کل سرمایه گذاری در استارت آپهای فین تک کمی بیش از 254 میلیارد دلار بود.
تعداد استارت آپهایی که قراردادهای سرمایه گذاری دریافت کردند بیش از 18000 بود. در مقایسه با کل سرمایهگذاری دریافتشده در سال 2017، این رشد 40 درصدی تنها طی 12 ماه است. بیشترین رشد در بریتانیا مشاهده شد، جایی که کل سرمایه گذاری 4.9 میلیارد دلار بود و 3.6 میلیارد دلار نسبت به سال 2018 افزایش داشت.
پیش بینیها و روند استارت آپها برای آینده
اکنون که می دانیم صنعت استارتاپ در کجا ایستاده و چگونه به آن رسیده است، بیایید نگاهی به آینده و آنچه میتوانیم داشته باشیم بیندازیم. هنگام شروع یک تجارت جدید، مهم است که بدانید بازار به کجا میرود و جایگاه خود را در دنیای تجارت پیش بینی کنید.
30. ارزش کل صنعت بیوتکنولوژی حدود 295 میلیارد دلار است. به دلیل توسعه فناوریهای تجزیه و تحلیل DNA، رشد بیشتر در طی سالهای آینده انتظار میرود.
در گذشته، آزمایشهای DNA صرفاً برای کشف اصل و نسب استفاده میشد، اما استفاده از DNA به طرق مختلف گسترش یافته است. شرکتها در حال توسعه فناوریهایی هستند که از DNA برای بهبود سلامتی استفاده میکنند، تمرینهایی را پیشنهاد میکنند و به کاربران کمک میکنند تا بهترین و مناسبترین محصولات را برای استفاده پیدا کنند.

31. متوسط سرمایه گذاری در استارت آپهای فناوری آفریقا در سال 2019، 48 میلیون دلار بوده است.
هر ساله شرکتهای سرمایه گذاری خطرپذیر بیشتری در آفریقا سرمایه گذاری میکنند. متوسط سرمایه گذاری در هر استارتاپ در سال 2015، 25.3 میلیون دلار بوده است که به این معنی است که سطح سرمایه گذاری تقریباً 100٪ رشد کرده است. با این حال، تنها حدود 20 درصد از این شرکتها دارای بنیانگذاران محلی هستند.
32. انتظار میرود کل اندازه بازار فناوری سبز و پایداری تا سال 2024 به 28.9 میلیارد دلار برسد.
رشد پیش بینی شده CAGR از 2019 تا 2024 27.1٪ است. وقتی صحبت از فناوری به میان میآید، انتظار میرود که بیشترین رشد در صنعت بلاک چین مشاهده شود؛ همچنین از نظر کاربرد، بیشترین رشد در مدیریت ردپای کربن انتظار میرود.
33. استارت آپهای بدون کد در سال 2018 به 100 درصد افزایش جستجو میرسند.
علاقه به استارت آپهای بدون کد در سال 2018 افزایش یافت و از آن زمان، همچنان ثابت مانده است. شرکتها به دنبال محصولات دیجیتال قابل تنظیم هستند که بتوانند با نیازهای خود آنها را تنظیم کنند.
در عین حال نمیخواهند که زمان و تحقیق را برای کدنویسی آن محصولات صرف کنند. در عوض، آنها وب سایتها و برنامههایی را میخواهند که بتوانند بدون دانش کدنویسی مورد استفاده قرار بگیرند. بر اساس آمار انتظار میرود که این روند در آینده نیز ادامه داشته باشد.
34. انتظار میرود که بازار اقتصاد اشتراک گذاری تا سال 2025 به درآمد کل فروش 335 میلیارد دلاری برسد.
تنها در چند سال، استارت آپهای اقتصاد اشتراک گذاری مانند Airbnb و Uber به طور تصاعدی رشد و حضور جهانی ایجاد کردهاند. در حال حاضر Airbnb 24 میلیارد دلار و اوبر بیش از 50 میلیارد دلار ارزش دارد. در سال 2013، کل درآمد حاصل از فروش بازار 15 میلیارد دلار بود، به این معنی که تنها طی هفت سال، انتظار میرود درآمد پیش بینی شده این بازار بیش از 20 برابر رشد کند.
35. 60 درصد از کارآفرینان موافق هستند که هوش مصنوعی در حال حاضر امیدوارکننده ترین فناوری نوآوری است.
طبق تحقیقات انجام شده مشخص شد که این فناوری امیدوارکنندهترین فناوری در 10 سال آینده خواهد بود. حوزههای این فناوری با بیشترین پتانسیل حمل و نقل مستقل و دادههای بزرگ است. حتی اگر این دو حوزه در حال حاضر پیشرفتهایی داشته باشند، انتظار میرود که در آینده نزدیک رشد چشمگیری داشته باشند.

نتیجه
ما میخواهیم شاهد موفقیت شما در تلاشهای کارآفرینانه خود باشیم، به همین دلیل است که این اعداد و روندهای مهم را در مورد استارتاپها به اشتراک گذاشتهایم. صنعت استارتآپ برای سالهای متمادی عامل محرک نوآوری و رشد کسب و کار جهانی خواهد بود. با این حال، شرکتها باید یاد بگیرند که چگونه با روندها سازگار شوند و در عین حال پایدار و کارآمد باشند تا استارت آپهای بیشتری بتوانند در درازمدت زنده بمانند.